سفارش تبلیغ
صبا

$ چــ ـــــ ــــــالـشـــــ ـــــ $

آمریکا بیشتر نگران رقابت ژئواستراتژیک خود با ایران است تا برنامه

خبرگزاری فارس: اندیشکده آمریکایی رند معتقد است ایران در رقابتی ژئواستراتژیک با آمریکا بر سر خاورمیانه بزرگ‌تر است. مسأله هسته‌ای مهم‌ترین مسأله در ارتباط ایران و آمریکا است، اما مشکل بتوان گفت که تنها دلیل تنش بین این دو کشور باشد.

به گزارش خبرنگار دیپلماسی عمومی و جنگ نرم خبرگزاری فارس، اندیشکده "رند " در بخشی از گزارش "آینده هسته‌ای ایران و گزنیه های سیاسی پیش روی آمریکا " به این نکته اشاره می کند که آمریکا بیشتر نگران افزایش نفوذ ایران و اقتدار این کشور در خاورمیانه و منطقه است که این امر موجب کاهش و تضعیف لابی آمریکا در منطقه خواهد شد و به همین سبب آمریکا برنامه‌ هسته‌ای ایران را بهانه‌ای برای رقابت ژئواسترتژیک با ایران کرده است.

بخش هفتم:

- محروم کردن ایران از دستاوردها: فشار نظامی

آمریکا با به رخ کشیدن نیروی نظامی خود در منطقه می‌تواند به ایران نشان دهد که با سرمایه‌گذاری روی برنامه هسته‌ای‌اش نه تنها امنتیش را تقویت نمی‌کند، بلکه خطراتی نیز متوجه نظام می‌سازد و تردیدهایی بابت حمله آمریکا به زیرساخت‌های هسته‌ای برمی‌انگیزد. وزیر امور خارجه آمریکا، هیلاری کلینتون، در برخی از اظهارات به چنین سرانجامی اشاره کرده است و مثلا گفته: "به نفع ایران نیست که در منطقه خلیج فارس مسابقه دست‌یابی به سلاح هسته‌ای راه بیندازد، زیرا در این صورت موقعیتش ناامن‌تر از گذشته خواهد شد. ".

* آمریکا می‌تواند سیستم‌های جنگی خود را به آزمایش بگذارد و نیروهایش را در منطقه گسترش دهد تا آسیب‌پذیری تأسیسات زیرزمینی ایران را نشان دهد

جدا از این اظهارات، آمریکا می‌تواند استقرار نیروهای نظامی معمولش، به ویژه نیروهای دریایی و هوایی، را گسترش دهد و آزمایش‌های بیشتری برای سیستم‌های موشکی دوربرد خود در منطقه ترتیب دهد. آمریکا همچنین می‌تواند توانایی‌های نظامی خود را به نمایش بگذارد و از این راه به آسیب‌پذیری تأسیسات زیرزمینی ایران اشاره کند، و مثلاً نیروهای خود را برای حملات نظامی معمولی آموزش دهد؛ پروازهای تجسسی و اکتشافی برای گردآوری اطلاعات درباره برنامه هسته‌ای ایران ترتیب دهد؛ آزمایش نفوذگر مهمات انبوه خود را با تبلیغات بسیار مورد آزمایش قرار دهد.

* اما احساس تهدید ایران از آمریکا باعث مصمم شدن رهبرانش در ساخت سلاح اتمی می‌شود

با این وجود، گسترش فعالت‌های نظامی معمول آمریکا می‌تواند تأثیر عکس داشته باشد. ظاهراً حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه خلیج فارس باعث شده ایران در مقابل آمریکا بیشتر احساس تهدید کند. نخبگان سیاسی و نظامی ایران از حضور ارتش نظامی آمریکا در عراق، افغانستان و سراسر منطقه خلیج فارس آگاهند. این درک از تهدید، ایران را بیش از پیش به سمت پیشبرد برنامه هسته‌ای‌اش پیش برده که از سال 2003 به این طرف نیز سرعت گرفته است. بااین‌که نخبگان ایرانی تصور نمی‌کنند که حمله آمریکا به ایران به معنی سرنگونی نظام باشد، آمریکا را تهدید نظامی بلندمدتی برای جمهوری اسلامی می‌دانند.

* آزمایش‌های آمریکا روی بمب‌افکن‌های هسته‌ای و موشک‌های قاره‌پیما نشان می‌دهد اصول‌گرایان اشتباه می‌کنند که برنامه هسته‌ای را متضمن امنیت ایران می‌شمارند

دولت ایران نیز از قدرت هسته‌ای کلان آمریکا، از جمله موشک‌های بالیستیک قاره‌پیما و موشک‌های بالیستیک دریایی آگاه است. با استفاده از آزمایش‌های آمریکا روی بمب‌افکن‌های هسته‌ای و هواپیماهای جنگی دومنظوره در منطقه می‌توان تأثیر روانی بیشتری بر تصمیم‌گیران سیاسی و نظامی ایران داشت. چنین فعالیت‌هایی نظریه اصول‌گرایان را مبنی بر این‌که برنامه هسته‌ای ایران امنیت این کشور را بیشتر تضمین می‌کند زیر سؤال می‌برد. اما در عین حال می‌تواند باعث شود ایران بیش از پیش احساس آسیب‌پذیری کند و به برنامه‌های هسته‌ای‌اش سرعت ببخشد.

* نمایش نظامی فاصله گرفتن از هدف اوباما مبنی بر اتکا کمتر بر سلاح‌های هسته‌ای برای امنیت ملی است

از طرف دیگر، این فعالیت‌ها، فاصله گرفتن از هدف دولت اوباما مبنی بر اتکا کمتر آمریکا بر سلاح‌های هسته‌ای در راهبرد کلی امنیت ملی‌اش است و می‌تواند بر متحدان آمریکا در منطقه که نگران اتحاد نزدیک با آمریکا هستند نیز تأثیر عکس بگذارد.

- انگیزه‌بخشی:
تا جایی‌که پیشرفت ایران در ساخت سلاح هسته‌ای به دلیل حس آسیب‌پذیری و ترس این کشور برای بقای نظام باشد، می‌توان با دادن انگیزه‌هایی آن‌ها را از ساخت سلاح هسته‌ای منصرف ساخت.

* پشتیبانی از مشروعیت سیاسی نظام ایران و جای دادن ایران در فعالیت‌های منطقه‌ای آینده خلیج فارس، لغو برخی تحریم‌های اقتصادی، و اجتناب از اظهارات منفی از جمله اقدام‌های مثبت است

آمریکا می‌تواند از سیاست‌های گذشته خود بازگردد و اقداماتی دیپلماتیک برای پشتیبانی از مشروعیت سیاسی نظام ایران بکند و قدم‌هایی برای جای دادن ایران در فعالیت‌های منطقه‌ای آینده خلیج فارس بردارد. از لحاظ اقتصادی نیز آمریکا می‌تواند برخی تحریم‌های اقتصادی را لغو کند (مثلاً دارایی‌های مالی ایران در آمریکا را آزاد سازد و محدودیت فروش قطعات یدکی هواپیماهای مسافربری به ایران را بردارد). آمریکا می‌تواند اظهارات منفی خود درباره آینده هسته‌ای ایران و به شکل غیرمستقیم، نظام، را به این شکل اصلاح کند که از عبارت "تمامی گزینه‌ها هنوز روی میز است " اجتناب ورزد. این اقدامات بر حس نظام ایران از تهدید خارجی تأثیر مثبت خواهد داشت و احتمالاً موقعیت اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران عمل‌گرا را در مذاکرات سیاسی داخلی ارتقاء بخشد.

* دشواری ارتباط با ایران به این دلایل است: نظام بخشی از مشروعیتش را از مخالفت با استیلای آمریکا گرفته و پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2009 سیاستمداران میانه‌رو از صحنه دور شده‌اند و ایران در رقابتی ژئواستراتژیک با آمریکا بر سر خاورمیانه است

اما گفتگو و ارتباط با نظام فعلی ایران در گذشته بسیار دشوار بوده است. جمهوری اسلامی بخشی از مشروعیت داخلی خود را از مخالفت با "استیلای " آمریکا به دست آورده است. رهبر معظم ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، از جمله آشکارترین مخالفان ارتباط یا همکاری با آمریکا بوده است. مضاف بر این، فرماندهان اصول‌گرای سپاه پاسداران هم نسبت به انگیزه‌ها و اهداف آمریکا در مورد جمهوری اسلامی تردید دارند. انتخابات ریاست‌جمهوری ماه ژوئن سال 2009 ایران و نظامی شدن سیاست ایران به دست سپاه پاسداران ارتباط با ایران را دشوارتر ساخته، زیرا سیاست‌مداران میانه‌روتری مانند خاتمی، موسوی، کروبی، و حتی رفسنجانی نیز به شدت به حاشیه رانده شده‌اند. علاوه بر این، ایران در رقابتی ژئواستراتژیک با آمریکا بر سر خاورمیانه بزرگ‌تر، از افغانستان تا عراق و کشورهای کرانه شرقی مدیترانه، درگیر است. مسأله هسته‌ای مهم‌ترین مسأله در ارتباط ایران و آمریکا است، اما مشکل بتوان گفت که تنها دلیل تنش بین این دو کشور باشد.

* توسعه‌طلبی ایران به شکل نفوذ در عراق و تشکیل نماینده‌های نیابتی حماس و حزب‌الله انگیزه‌های مثبت را از آمریکا گرفته است

پشتیبانی سیاسی مشخصی هم از این انگیزه‌های آمریکا صورت نمی‌گیرد. در سی سال گذشته، ایران همواره دشمن منافع آمریکا در خاورمیانه و فراتر از آن فرض می‌شده است. ایران را به شدت کشوری توسعه‌طلب می‌بینند که به ویژه به دلیل نفوذ این کشور در عراق و "موفقیت " نماینده‌های نیابتی آن در لبنان و فلسطین است. بنابراین، پیگیری ساخت سلاح هسته‌ای در جمهوری اسلامی تنها با هدف محافظت از امنیتش دیده نمی‌شود، بلکه راهبردی برای گسترش دسترسی ایران در خاورمیانه است. به علاوه، بخش بزرگی از نهاد سیاست خارجی آمریکا درگیری ایران با آمریکا بر سر مسأله هسته‌ای را سیاستی برای "خرید زمان " جهت پیشبرد برنامه هسته‌ای می‌داند.

- نتیجه‌گیری:

* آمریکا برای پیشبرد راهبرد منصرف‌سازی بایستی به نقش سلاح هسته‌ای در امنیت ملی ایران، نظر اصول‌گرایان درباره نظام، و دشواری تأثیر بر مذاکرات داخلی را مد نظر داشته باشد

علیرغم سیاست‌های فراوانی که آمریکا در اختیار دارد، این کشور با چالش بزرگی جهت منصرف ساختن ایران از ساخت سلاح هسته‌ای روبه‌روست و در این راستا بایستی دید سلاح هسته‌ای چگونه منافع امنیت ملی ایران را تأمین می‌کند؛ نظر اصول‌گرایان درباره‌ نظام فعلی ایران چیست؛ و دشواری شکل دادن بحث و جدل‌های داخلی در ایران تا چه حد است.

* آمریکا بین دو گزینه سرگردان است: استفاده از نیروی نظامی و هسته‌ای و اجتناب از به وجود آوردن محیط تهدید

تحریم‌های هدف‌مند فرصت بالقوه‌ای برای تأثیرگذاری بر مذاکرات داخلی عرضه می‌کند، اما در بلندمدت. لغو برخی از تحریم‌های اقتصادی در بازداشتن ایران از اعلام آشکار توانایی هسته‌ای در صورت دست‌یابی به آن مفید است. برای آمریکا دشوار است که بین دو نوع از سیاست‌های خود توازن برقرار کند: استفاده از نیروهای نظامی معمول و هسته‌ای برای نشان دادن هزینه‌ها به ایران و اجتناب از به وجود آوردن محیط تهدید که هدف منصرف‌سازی آمریکا را کم‌بها سازد.

* دشواری امتیاز دادن به ایران به دلیل ماهیت رابطه این دو کشور و باور بسیاری از آمریکایی‌ها مبنی بر تأثیر عکس این سیاست روی ایران است

حتی انگیزه‌بخشی به ایران برای توقف ساخت سلاح هسته‌ای از دیگر سیاست‌ها دشوارتر است، که این هم به دلیل ماهیت رابطه ایران و آمریکا و باور بسیاری از آمریکایی‌ها مبنی بر این است که امتیاز دادن در نفوذ بر محاسبات ایران در برنامه هسته‌ای اثر عکس دارد.